محمد مهدی جان اومدنت در آستانه ی سال نو اونقدر اتفاق مهمی بود که هر اتفاق دیگه ای رو تحت الشعاع قرار میداد واسه همین نوروز امسال متفاوت ترین نوروز زندگیم بود... با اینکه خبری از دید و بازدید های معمول نوروزی نبود اما یک عید قشنگ بود... همونطور که تو پست روزهای اول برات نوشتم تا شنبه بیست و نهم خونه ی عزیز بودیم شنبه شب سال نو بود و دلم میخواس اون شب رو خونه ی خودمون باشیم واسه همین از عزیز خواستم تا اجازه بده بریم خونمون و اونم به سختی قبول کرد وسایل سفره هفت سین رو بهمون داد یک قابلمه سبزی پلو با ماهی و ما ساعت هشت شب اومدیم خونمون شب سال نو... اولین شب ورود تو به خونمون... یک شب شاد و به یاد موندنی ...