محمد مهدی نازنینممحمد مهدی نازنینم، تا این لحظه: 10 سال و 7 ماه و 21 روز سن داره

نبض زندگی"محمدمهدی

شروع دوباره...

دریاااااا و آب بازی

اولین سفر تو به شمال و دیدن دریاااا همونطور که انتظارش رو داشتم عاااشقش شدی ............................... عزیزکم راستش الان که دارم این پست رو بروز میکنم نزدیک به دو ماه از این سفر گذشته و جزئیاتش رو یادم نمیاد اما سفر فوق العاده ای بود  
7 شهريور 1396

تجربه ی کارواش همراه با داداش

از اونجایی که فاصله بین پست ها خیلی طولانی شده تصمیم گرفتم فعلا تیترشون رو بزارم تا سر فرصت مطلب رو بنویسم امیدوارم فرصتی دست بده تا این پست ها رو کامل کنم... ...................................... یه سلام دوباره بعد دو ماه   یه برنامه ی عصرانه ی شاد از طرف ژاهو که من و تو داداش رفتیم     فقط در مورد اون روز همین رو بگم که یکسره تو بغلم بودی و شاید اون روز فاز جدیدت کیلید خورد فاز چسبونکی... ازم بیشتر از سی سانت فاصله نمیگرفتی دلت میخواست با وسیله ها بازی کنی اما منم باید کنارت مینشستم... ...
7 شهريور 1396

گریه های الکی

گفتم بودم که یه سیستم زورگویی خاصی داری وقتی با زور نرسی به خواسته ات یه چیزی هست که جدیدا یاد گرفتی گریه های الکی یعنی کلا تا ده شماره هم طول نمیکشه آآآآآآآآآآ و تمام! آخ که وقتی اینجوری گریه میکنی فقط دلم میخواد تو بغلم بچلونمت آخه من قربون اون قیافه ات بشم ماشاالله اونقدر حواست جمعه و کاملا رو رفتارت مسلطی که آدم کیف میکنه عشق منی مادر ...
27 تير 1396